سيد صادق سجادى

232

تاريخ برمكيان ( فارسى )

خانهء خليل ربيع كندى آمدم . ديدم شخصى هشتاد بدره نقره بر سر « 1 » حمّالان كرده پيش در فرود آورده است . چون مرا بديد گفت پنجاه بدره از آن خليل كندى است و سى بدره خاصّهء تست « 2 » . من حيران ماندم و با خود گفتم كه اين‌چنين كريمى در جهان باشد كه به يك « 3 » گفتن ، با چندان نوازش معذرت كردن « 4 » و زر « 5 » فرستادن بدين تجليل و بدين لطافت ؟ هر چند خواستم كه آورنده را چيزى دهم يك درم از من قبول نكرد و مرا گفت آخر من چاكر فضل برمكىام . اگر ترا ديگر ندهم از تو چگونه چيزى بستانم ؟ او را معذرت كردم و آن مال به دو تسليم نمودم و آن رقعه كه به خط مبارك فضل برمكى بود به دو بنمودم . خليل را ديدم كه چون گل بشكفت و از ديدن آن رقعه مسّرت او يكى به هزار گشت و مرا گفت كه يك روزه كرم برمكيان ، عمر حاتم « 6 » طايى را مقابل بود . مال بستد « 7 » و فضل يحيى را مدح و ثنا گفت و دعاگويان درون خانهء خود رفت . روز ديگر در ديوان وزارت پيش فضل رفت . او را در ديوان بنواخت « 8 » و ذكر او پيش هارون الّرشيد كرد و او را شغلى فرمود . يك سال نگذشته بود كه « 9 » خليل را ديدم با كوكبه و دبدبه‌اى كه مرا حيرت شد . در خاطر خويش گذرانيدم كه هر كه مأثر برمكيان بشنود و ايشان « 10 » را دعا و ثنا نگويد « 11 » ، قوى بىمروّت و بىانصاف باشد . چه « 12 » خداى متعال آل برمك را از براى كرم و سخاوت و مروّت و نيكوكارى آفريده بود « 13 » ، وجود و بذل را در طبايع ايشان سرشته رحمهم اللّه « 14 » . و اللّه اعلم بالصّواب . حكايت در بيان بعضى خصايل و فضايل و كرم و آداب جعفر برمكى و رعايت كردن

--> ( 1 ) . ك : - سر . ( 2 ) . ك : و شخصى از خاصّه تست ! ( 3 ) . ك : - كه به يك . ( 4 ) . اساس : كردند . ك ندارد . ( 5 ) . ك : - زر . ( 6 ) . اساس : حاطم . ( 7 ) . اساس : - مال بستد . ( 8 ) . ك : در ديوان وزارت فضل او را بنواخت . ( 9 ) . اساس : - كه . ( 10 ) . ك : اين عزيزان . ( 11 ) . اساس : گويد . ( 12 ) . اساس : - چه . ( 13 ) . ك : بوده است . ( 14 ) . اساس : رحمهم اللّه عليهم .